جوک5
یه روز یه مار می ره توی حموم زنونه. همه داد و فریاد می کنند، ماره می گه: نترسید
من کبری هستم!
شخصي تصادف کرده بود. او را به بيمارستان بردند. قرار شد روي تخت عمل قرار گيرد. مصدوم متوجه شد که دکتر جراح پير است و دستش مي لرزد. مصدوم گفت: من مي ترسم. پرستار گفت: هيچ نترسيد. درست است که دست آقاي دکتر مي لرزد ولي در موقع عمل همان طور که دست آقاي دکتر مي لرزد، ما هم تخت را تکان مي دهيم.!!!
حیف نون مي خواسته مين خنثي كنه، گوشاش رو مي گيره پاش رو ميذاره رو مين!
فرستنده جوک: رز
به حیف نون ميگن با داشبورت جمله بساز. ميگه داييم اومد بچه هاشو ورداشبورد.
گاو سرما می خوره به جای شیر بستنی میده
مناجات حیف نون با خدا: خدایا ماه رمضان را مانند جام جهانی هر چهار سال یک بار، و آن را هر بار در یک کشور قرار بده!
فرستنده جوک: محسن
حیف نون مي ره فيلم شام آخر رو ببينه، همراش قابلمه مي بره
حیف نون تو صف برنج فروشي بوده، برنج تموم ميشه، ميگه اشكال نداره ته ديگ بده
يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي کنه. خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!
بر طبق يک اصل قديمي اگر با يک لر دعوا کردي و ديدي لر فرار کرد تو هم فرار کن چون رفته سنگ بياره
فرستنده جوک: احمد
به تركه ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه
به حیف نون می گن علامت ! یعنی چی؟
میگه: شاشیدن ممنوع! حتی یک قطره!
حیف نون ميگه: من ديگه سوتي نميدم. ميگن: از كِـي؟ ميگه: از هر كِـي. از همين كِـي!
فرستنده جوک: حمیدرضا
به حیف نون ميگن: چرا از حموم مياي بيرون خيس نيستي؟ ميگه: آخه با چتر ميرم!
به حیف نون ميگن فرق لامپ با مهتابي چيه؟ ميگه لامپ گرده ولي نور ميده. مهتابي درازه ولي نور ميده!
عجب رسميه ......رسمه زمونه......اس ام اس شده كار شبونه.....ميرن مسيجا از اونا فقط هزينه هاشون به جا مي مونه،..... چي شد اون ترکه ....کجاس اون لره....، جکاشون چي شد،.... خدا مي دونه.....
فرستنده: سامان
شخصي تصادف کرده بود. او را به بيمارستان بردند. قرار شد روي تخت عمل قرار گيرد. مصدوم متوجه شد که دکتر جراح پير است و دستش مي لرزد. مصدوم گفت: من مي ترسم. پرستار گفت: هيچ نترسيد. درست است که دست آقاي دکتر مي لرزد ولي در موقع عمل همان طور که دست آقاي دکتر مي لرزد، ما هم تخت را تکان مي دهيم.!!!
حیف نون مي خواسته مين خنثي كنه، گوشاش رو مي گيره پاش رو ميذاره رو مين!
فرستنده جوک: رز
به حیف نون ميگن با داشبورت جمله بساز. ميگه داييم اومد بچه هاشو ورداشبورد.
گاو سرما می خوره به جای شیر بستنی میده
مناجات حیف نون با خدا: خدایا ماه رمضان را مانند جام جهانی هر چهار سال یک بار، و آن را هر بار در یک کشور قرار بده!
فرستنده جوک: محسن
حیف نون مي ره فيلم شام آخر رو ببينه، همراش قابلمه مي بره
حیف نون تو صف برنج فروشي بوده، برنج تموم ميشه، ميگه اشكال نداره ته ديگ بده
يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي کنه. خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي!
بر طبق يک اصل قديمي اگر با يک لر دعوا کردي و ديدي لر فرار کرد تو هم فرار کن چون رفته سنگ بياره
فرستنده جوک: احمد
به تركه ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه
به حیف نون می گن علامت ! یعنی چی؟
میگه: شاشیدن ممنوع! حتی یک قطره!
حیف نون ميگه: من ديگه سوتي نميدم. ميگن: از كِـي؟ ميگه: از هر كِـي. از همين كِـي!
فرستنده جوک: حمیدرضا
به حیف نون ميگن: چرا از حموم مياي بيرون خيس نيستي؟ ميگه: آخه با چتر ميرم!
به حیف نون ميگن فرق لامپ با مهتابي چيه؟ ميگه لامپ گرده ولي نور ميده. مهتابي درازه ولي نور ميده!
عجب رسميه ......رسمه زمونه......اس ام اس شده كار شبونه.....ميرن مسيجا از اونا فقط هزينه هاشون به جا مي مونه،..... چي شد اون ترکه ....کجاس اون لره....، جکاشون چي شد،.... خدا مي دونه.....
فرستنده: سامان
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:17 توسط آرشام
|